انجمن علمی پژوهشی زبان و ادبیات عربی

وابسته به گروه زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی

انجمن علمی پژوهشی زبان و ادبیات عربی

وابسته به گروه زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی

انجمن علمی پژوهشی زبان و ادبیات عربی
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
۰۹
آبان

ضرورت تشکیل :

به لطف الهی ودر پرتو عنایات حضرت ولی عصر (عج) و به منظور ارتقاء سطح علمی طلاب و بحث و بررسی مباحث ادبیات عرب خصوصا مباحث اختلافی و کاربردی کردن ادبیات عرب در قرآن این انجمن از دی ماه سال 86 با هفت نفر  عضو  در موسسه عالی شهیده بنت الهدی زیر نظر جامعه المصطفی العالمیه تشکیل شد .

اهداف :

  1.  ارتقاء سطح علمی طلالب در سطوح مختلف.
  2.  آشنایی طلاب با روش های تحقیق و پژوهش در منابع ادبیات عرب .
  3.  آشنایی طلاب با منابع و کتب مرجع در خصوص ادبیات عرب.
  4.  آشنا یی طلاب با روش ها و شیوه های نوین تدریس .
  5.  بحث و بررسی تبادل نظر در آیات قرآن کریم و کاربردی کردن ادبیات عرب در مفردات و آیات قرآن .
  6.  بررسی معانی حروف در قرآن.
  7.  برگزاری مسابقات  ، نشست ها و همایش ها و کاغرگاه های ؟آموزشی ادبیات عرب در تفسیر قرآن و نیز نقش آن در فهم متون دینی
  8. تهیه و تدوین مقالات علمی صرفی و نحوی و جزوات کمک آموزشی
  9. تدوین و تإلیف کتب تجزیه و ترکیب قرآن
  10. آشنایی طلاب با فعالیتهای گروهی علمی و پژوهشی

فعالیتهای انجمن:

فعالیتهای علمی انجمن در دو بخش علمی پژوهشی و علمی کاربردی انجام میگیرد : در این بخش از فعالیتها مباحث صرف و نحو در مفردات آیات و در جملات قرآن بررسی و آیات تجزیه و ترکیب میشود. کلیه امور پژوهشی اعضا توسط استاد راهنما و نظارت مدیر محترم گروه ادبیات عرب و معاونت محترم پژوهشی انجام میگیرد

 

شرایط عضویت:

اتمام واحدهای صرف1 و 2 و نحو 1و2 و حداقل اشتغال به نحو3

اشتغال به تحصیل در مدرسه بنت الهدی

انچام پژوهشهای محوله صرف و نحو تجزیه و ترکیب قرآن از کتب مختلف از کتب مختلف

تکمیل فرم عضویت انجمن

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۳۰
آذر

اعضاء انجمن

استادیار گروه: خانم مظفری

هماهنگی مطالب تابلوی انجمن: خانم بابا میرسید از اساتید زبان و ادبیات موسسه

رئیس انجمن: ریحانه ملک؛ طلبه مقطع کارشناسی، رشته زبان و ادبیات عربی

نایب رئیس: فوزیه فلسفی؛ طلبه مقطع کارشناسی، رشته معارف اسلامی

دبیر انجمن: نرجس هاشمی؛ طلبه مقطع کارشناسی، رشته معارف اسلامی

مسٔول وبلاگ: فاطمه سادات جعفری

اعضاء انجمن: خانم‌ها؛ ریحانه ملک، نرجس هاشمی، ثریا خاوری، حمیده رضوانی و صدیقه حسینی، (طلاب مقطع کارشناسی، رشته زبان و ادبیات عربی) فهیمه حسینی،فاطمه سادات جعفری (طلاب مقطع کارشناسی رشته فقه و اصول) خدیجه یعقوب، فاطمه رجایی، فوزیه فلسفی، استفانی، جی چنگ، چمن محمدی(طلاب مقطع کارشناسی، رشته عمومی)

لازم به ذکر است که انجمن علمی پژوهشی زبان و ادبیات عربی همیشه پذیرای اعضاء جدید می باشد. درصورت تمایل به همکاری به گروه علمی - تربیتی زبان و ادبیات عربی مراجعه نمایید.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۲۱
اسفند

جلوه های بلاغت  آیه 35  سورة مبارکة نور

مقدمه             

     قرآن کریم بزرگترین معجزه پیامبر اسلام است که از جهاتی بر سایر معجزات انبیاء برتری دارد؛ معجزات انبیاء گذشته، متناسب با دوره و زمان آن ها و مخصوص زمان اقامه آن معجزه و مشاهده کنندگان همان عصر بوده است، امّا قرآن کریم برای همة زمان ها و مکان ها و همة افراد بشر تا قیامت معجزه است.    

     زمان بعثت حضرت ختمى مرتبت چون قسمت جزیرة العرب از هر گونه علم و کمال خالى بود بهره ای از اخلاق انسانى و نه نصیبى از علوم و صنایع مادى نداشتند بنابراین اگر معجزه از قبیل معجزه موسى و عیسىP براى آن حضرت قرار داده می شد عامّه مردم قدرت تشخیص نداشتند؛ از این رو  توهّم سحر و امثال آن درباره آن می شد؛ تنها چیزى که عرب جاهلیّت در آن مهارت بسزا و ید طولایى داشت؛ فنّ فصاحت و بلاغت و ادب عربى بود؛ که در آن به اوج  ترقّى و سر حدّ کمال و عظمت رسیده بود و به اندازه ای اهمیّت داشت که در موسم حجّ و مواقع دیگر مجالس و محافلى تشکیل داده و شعراء بزرگ و خطباء سترگ در آن ها شرکت کرده و اشعارى را که گفته بودند؛ سروده و با یکدیگر مقایسه و بر یکدیگر مفاخره و مباهات می کردند و هر قصیده که  فصیح تر و بلیغ تر بود را  انتخاب نموده و بر کعبه می آویختند تا در موسم حج قبائل مختلف عرب آن را مشاهده نموده؛ موجب بلند نامى و شهرت و عظمت آن ها گردد در چنین عصرى حکمت اقتضاء کرد که خداوند معجزه پیغمبر خاتم0را از قبیل همین قرار دهد تا بفهمند که این طرز کلام از قدرت بشر خارج بوده و تصدیق به رسالت حضرتش نموده تا راه عذرى براى آنان باز نباشد، و در خود قرآن مکرّر در مقام تحدّى برآمده و با صداى رسا به همگان اعلان نموده که اگر شک دارند که این کلام خداست که بر پیغمبرش نازل شده مانند آن را بیاورند.[1]

 در این نوشتار نیز به دلیل اهمیّت مطلب به جرعه ای بسیار اندک و به اختصار؛ که قلم قاصر است؛ به بررسی یکی از آیات این معجزة بزرگ الهی با رویکرد بلاغی پرداخته می شود.

 

 

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۲۱
اسفند

1. «وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِکُلَّ شَیْ‏ءٍحَیّ»[1] 

ترجمه: و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم.

ضرب المثل فارسی: آب آبادانی می‌آورد.

 

2. «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا»[2]

ترجمه: اگر (بر فرض)در آن دو (آسمان و زمین ) معبودانی جز خدا بودند، حتماً ( آسمان و زمین) تباه می­شد.

ضرب المثل فارسی: آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.


3. «وَ مَنْ یُهاجِر ْفِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً کَثِیرا ًوَسَعَة»[3]

ترجمه:هرکس که در راه خدا هجرت کند، مکانهای (امن) فراوان و گشایشی خواهد یافت.

ضرب المثل فارسی: از تو حرکت از خدا برکت.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۲۴
آبان


        

   یکی از موضوعاتی که در ادبیات زبان عربی مورد بررسی قرار می­گیرد، تاریخ ادبیات است که به معرّفی دوره­های ادبیات زبان عربی و ذکر شاعران و نویسندگان برجستة هر دوره می­پردازد. در معرّفی شاعران، پس از ذکر زندگی­نامة هر شاعری، آثار و سبک شعری وی نیز مورد بررسی قرار می­گیرد.

   به یاری خداوند تعالی، در هر شماره از گاهنامه سعی می­شود به معرّفی شاعری از شعراء برجسته به خصوص شعراء مسلمان و شیعه پرداخته شود. در این شماره، به معرّفی کعب بن زهیر، به دلیل قصیدة معروفش «بُرده»، انتخاب شده است.

  چون پیامبر اسلام(ص) دعوت خود را آشکار ساخت میان او و قریش آتش خصومت زبانه کشید و شاعران قریش، او و دعوتش را مورد هجوم قرار دادند. جمعی از اصحاب از پیامبر(ص) خواستند؛ که به معارضه(با سلاح شمشیر) برخیزند.

ولی پیامبر(ص) در پاسخ آنان فرمودند:

  «کسانی که، خدا و رسولش را با سلاح­هایشان یاری کردند؛ اینک چه چیز مانع ایشان می­شود که با زبان­هایشان به یاری بر نمی­خیزند؟»

  پیرو فرمایش رسول خدا(ص)، شعراء قریش و شعراء صحابه به مبادلة شعر، باشیوة معروف فخر به انساب و سیادت آباء و اجداد پرداختند. از این صحابه شاعر، می­توان حسان­ بن ثابت و کعب ­بن مالک و عبدالله بن رواحه را نام برد.  

  یکی از شعرایی که در هجو پیامبر(ص) شعر می­سرود و سپس پشیمان شد و به ستایش پیامبر پرداخت،

«کعب بن زهیر» بود.

مختصری از سرگذشت کعب بن زهیر

      
 کعب بن زهیر از شعراء دوره خلفاء راشدین و آغاز انقلاب دینی و سیاسی است. او فرزند «زهیر بن ابی سُلمی» از قبیله «مزینه» است. کعب ابن زهیر بن ابی سلمی در قبیله «غَطَفان» که قبیلة مادرش«کَبشه»

بود به دنیا آمد.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۲۴
آبان

تأثیر حروف بر معنا

                                                                           

    حروف جر در زبان عربی، کاربرد موثّر و نقش گسترده‌ای دارند؛ مترجمی که عربی را به فارسی ترجمه می‌کند باید بامعنای این حروف در زبان عربی آشنا باشد تا بتواند با توجّه به معنای کلی جمله معادل دقیقی برای این حروف بیابد.

   هریک از حروف جر در زبان عربی دارای یک معنای اصلی و چند معنای غیر اصلی هستند و گاه ممکن است این حروف، زائد باشند، از این رو  نباید ترجمه شوند. مترجمان بی‌تجربه به محض برخورد با حروف جر در زبان عربی، معنای مشهور آن‌ها را در ترجمه‌ی خود به کار می‌برند؛ از این رو ترجمه‌شان غیر طبیعی و غیر منطقی جلوه خواهد کرد.

   به مثال‌های زیر توجه کنید:

الف) «طالَعتُ مِن الصَّباحِ إلی المَساءِ»، «از صبح تا شب مطالعه کردم»

ب) «إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَوةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىَ ‏ذِکْرِ اللهِ»[1]«هنگامی که ندا برای نماز، در روز جمعه سر داده شد، به سوی ذکر خدا بشتابید»

ج) «هَل مِن ذابٍ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسواللّهِ0»[2] «آیا دادرسی نیست که به فریاد ما برسد.»

  همانطور که توجّه نمودید؛ در مثال الف «مِن» در معنای اصلی و مشهورش، یعنی به معنای «ابتدای غایت» به کار رفته؛ و در مثال دوّم به معنای «فی» که یکی از معانی غیرمشهورآن است استعمال شده و در مثال ج، حرف «مِن» زائد بوده، از این رو در ترجمه، معنا نشده است.[3]

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۲۳
آبان

مروری بر زندگانی سیبویه

   وی عمروبن عثمان بن قنبر، ملقّب به سیبویه و کنیه اش ابو بِشر و ابوالحسن است ولی به ابو بشر مشهورتر است؛[1] وی را امام النّحاة و رئیس البصریین نیز لقب داده­اند.[2]

ولادت و وفات سیبویه

   تاریخ تولّد و قسمتی از زندگانی وی مانند تاریخ برخی از بزرگان علم و ادب در هاله ای از ابهام باقی مانده است.[3]

   زادگاه وی به اجماع مورّخین و اهل ادب در ناحیة بیضاء فارس بوده، که این ناحیه در شمال غربی شیراز به مسافت 42 کیلومتر قرار دارد؛ مرکز این ناحیه «تل بیضاء» نام دارد و به ظنّ قوی، سیبویه در همین قریة مرکزی متولّد شده و نژاد و نسب او ایرانی است.[4] ولی در بصره پرورش یافته است.

  در تاریخ وفات او مانند تاریخ ولادتش شبهه است. امّا بیشترین نظرها بر سال 194 یا 195 قمری اتّفاق دارد.[5]و در شیراز درگذشت.[6]   

وجه تسمیة سیبویه

   نظرات مختلفی در این­باره وجود دارد؛ مانند این که: سیبویه نامیده شد؛ چون از او بوی سیب می­آمد. یا چون وی سیب را دوست داشته و همیشه در دستش سیب بوده است. عدّه­ای گفته­اند؛ چون چهرة سرخ و سفید داشت و از جمال زیبایی بهره­مند بود، سیبویه نامیده شد.

امّا شاید حقیقت این باشد که سیبویه نامی بوده مانند سایر نام­ها؛ که مرکّب از دو قسمت است؛ یکی «سیب» که همان میوه معروف است و دیگری «أویه» که آن را «وَیه» تلفّظ کرده­اند و دلالت بر خُردی و کوچکی و لطافت دارد.[7]

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۱۳
آبان


   مصدر آن­ها بهشت بود. هیچ گاه متکلّم وحده نبودند و البتّه مع الغیر هم نه، بلکه مع الله بودند. چون التقاء ساکنین محال بود از بین سکون در حوزه و سکون در شهر، فتح را برگزیدند. فعل بودند که هم معنا داشتند و هم زمان، ولی هیچ گاه افعال ناقصه نشدند. حروف مشبهة بالفعل که هیچ، می­توان گفت افعال مقاربه بودند؛ چون قرب خدا را برگزیدند.

  هیچ گاه حاضر نشدند "لن" که نفی ابد می­کند بر سر آنان خراب شود. زندگی ابدی را برگزیدند. حالشان حال خوشی بود. به حروف جر محل نمی­گذاشتند. از دنیا منصرف بودند ولی وقتی جبهه می­رفتند غیر منصرف می­شدند تا شهادت.

  معرب نبودند که با عوامل مختلف رنگ عوض کنند؛ بلکه مبنی بودند آن هم مبنی بر فتح. ازحروف استفهام خیلی استفاده می­کردند. عَلَم بودند.در"ضَرَبَ زیدٌ عمروا" نه با زید میانة خوبی داشتند نه با عمرو، چون یکی همیشه ظالم بود و یکی همیشه مظلوم.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۱۳
آبان

  

عن ابی عبدالله(ع): «تعلّموا العربیّة فإنّها کلامُ اللهِ الّذی یُکَلّمُ بِه خَلقَه.»[1]

امام صادق(ع)فرمودند: «زبان عربی را بیاموزید، زیرا آن، سخن خداست که بوسیلة آن با بندگان خود سخن می­گوید.»

قرآن کریم بر اساس حکمت الهی به زبان عربی نازل گردید، از این­رو؛ یکی از علوم مورد نیاز مفسّر در تفسیر قرآن کریم، علوم ادبیات عربی است.

علم لغت، صرف، نحو، بلاغت از علوم ادبیات عربی شمرده می­شوند لذا باید در تفسیر قرآن کریم بکار گرفته شوند و فهم قرآن، بدون آگاهی از این علوم، میسّر نیست. 

برخی از مفسّران همچون؛ طبرسی، در بکار گیری این علوم در تفسیر خود از دیگران سبقت گرفته و  به همین دلیل،  تفسیرشان عنوان تفسیر ادبی، به خود گرفته است، در این شماره گاهنامه  ضمن معرّفی تفسیر «جوامع الجامع» برای آشنایی بیشتر روش به کار گرفته در این تفسیر، به ذکر نکات ادبی یک آیه نیز، در این تفسیر پرداخته  می­شود.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۳۱
فروردين
 
تولید مثل

در این قسمت حضرت (ع) با بیان تولید مثل و آمیزش جنسی طاووس از روی یکی از خرافات آن زمان که دربارة آمیزش طاووس ساخته شده، پرده برداشته و رفع شبهه می­کنند.

و مِنْ أعْجَبِها خَلقاً الطّاوُوسُ، الّذِی أقامَهُ فِی أحْکمِ تعْدِیلٍ، و نَضَّدَ أَلوانَهُ فِی أَحْسَنِ تَنْضِیدٍ بِجناحٍ أشرَجَ قَصَبَهُ و ذَنبٍ أطَالَ مَسْحَبَهُ. إذَا درج إلى الاْنْثى نشرهُ مِنْ طیِّهِ، وسما بِهِ مُطِلاًّ على رأْسِهِ کأنّهُ قِلْعُ دارِیٍّ عنجهُ نُوتِیُّهُ یخْتالُ بِألْوانِهِ، و یَمِیسُ بِزَیَفَانِهِ یُفْضِی کَإفْضاءِ الدِّیکَةِ، ویَؤُرُّ بِمَلاقِحِهِ أرَّ الْفُحُولِ الْمُغْتلِمةِ لِلضَّرَابِ. أُحِیلُکَ مِنْ ذلِک عَلَى مُعاینةٍ لا کمنْ یُحِیلُ على ضعِیفٍ إسْنادُهُ، ولوْ کان کزعْمِ منْ یزْعُمُ أنّهُ یُلْقِحُ بِدمْعةٍ تسْفحُها مدامِعُهُ، فتقِفُ فِی ضَفَّتَی جُفُونِهِ ، وأَنَّ أُنْثَاهُ تَطْعَمُ ذلِک ثُمّ تَبِیضُ لا مِنْ لِقاحِ فَحْلٍ الْمُنبَجِسِ و، لَمَا کانَ ذَالِک بِأعْجَبَ مِنْ مُطاعَمَةِ الْغُرابِ!

 

تعریف لغات مهم:

   «مِن طَیِّه»؛ «طَیّ» به معنای تاکردن و پیچیدن است.[i]حرف «مِن» در این خطبه، به معنای«بعد»می­باشد؛ آن گاه معنا چنین می­شود: طاووس بعد از پیچیده شدن بال­های دُم، آن­ها را از هم باز می­کند.[ii]

  «دارىّ»؛داریّ را برخى به شهر دارین، شهر قدیمى در کنار قطیف و بحرین ترجمه کرده‏اند، امّا یکى از معانى آن ملّاح است که بادبان کشتى را نگه مى‏دارد.[iii]

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۳۰
آذر

آقاجان! تو عزیزی، تو «تمییزی»، و از تمام «مبهمات» ما «رفع» ابهام می­کنی. تو «حقیقیه» ترین «قضیه» ی جهان اسلام و «مرجع» هزاران «ضمیر» پاک­باخته ای هستی که از سراسر جهان به تو «عود» می­کنند. و محبت تو همه ی «افعال قلبی» آنان را به حالت «تعلیق» درآورده است؛ چندان که دلهاشان نیز «معلق» به دستت شده است.

آقاجان! تو «إنّ ثقیله» هستی که وقتی بر سر بی عدالتی در می­آیی با هیچ«مقتضای حالی»«خفیفه» نمی­شوی.
  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی
۳۰
آذر

1.  لهجه های مختلف

عربها در گذشته بصورت قبیله ای زندگی می کردند و هر قبیله ای لهجه ای مخصوص به خود را داشت  این اختلاف  لهجه ها صورتهای مختلفی داشت که:

الف) گاهی اختلاف در کلمات بوده مثلا ًقبیله ای به گندمالقمحو قبیله ی دیگر به آنالبر می گفتند.

ب) گاهی اختلاف در استعمال یک کلمه وجود داشت مثلا ماده یالوثبرا اهل حجاز به معنایظفراستعمال میکردند و اهل یمن در معنی ضد آن استعمال میکردند،وثببه معنایاقعدمیباشد.

ت) گاهی اختلاف لهجه ها در حرکات است. مثلاً قریش صرف مضارعه را فتحه میدهند و بنی اسد آن را مکسور می خوانند و همچنین اختلافات زیادی بین لهجه های گوناگون در زبان عربی مشاهده می شود که گاهی این اختلافات بین قبائل بسیار شدید است مانند اختلاف بین قبائل عدنانیه در حجاز و قحطانیه در یمن که در مفردات و ترکیبات با هم اختلاف زیادی دارند بطوری که ابو عمروبن علاء گفته است:«لیس حمیر و أقاصی الیمن بلساننا و لا عربیتهم بعربیتنا». یعنی زبان عربی حمیر و زبان نواحی یمن زبان عربی ما نمی باشند و از هم جدایند.

  • انجمن زبان و ادبیات عرب مؤسسه آموزش عالی بنت الهدی